پیام بیستم
بسم الله الرحمن الرحيم
خدمت ارجمندان عزيز وگراميدانشجو و دانشور اعضاي محترم جامعة اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز ايدهم الله تعالي
سلام عليكم و رحمة الله و بركاته
با اعلام وصول نامة آن جامعة علمي، بشارت همايش با عنوان «جامعه مهدوي» كه انشاء الله تعالي با حضور اساتيد معظم و ديگر فرهيختگان و دوستداران تحقق جامعة جهاني عدالت گستر مهدوي و دولت كريمه برگزار خواهد شد موجب كمال مسرت و ابتهاج گرديد.
حقير اين ايام خجسته و عيد فرخندة ولادت منجي حقيقي جهان و مصلح بزرگ دوران،عجل الله تعالي فرجه الشريف، را خدمت همة عزيزاني كه به شرف
حضور در آن همايش روحاني مشرّف و زينت افزاي آن ميباشند تبريك و تهنيت عرض مينمايم. اميدوارم برگزاري اين همايشها بر درك و بينش و شعور مذهبي و رشد فكري همگان بيفزايد.
انتخاب عنوان «جامعة مهدوي» متضمن معاني عالي و پيامهاي سازنده و نشانة توجه به نواقص جوامع ديگر است كه هر كدام در بوتة آزمايش، بشر را قانع نكرده وجوابگوي مطالبات او در برقراري يك جامعه و نظام سالم و صالح نميباشند.
در حال حاضر نظام و جامعهاي كه در دنيا بيشتر عنوان دموكراسي و مردمسالاري و مدني را به خود ميبندد و نمونة جوامع به اصطلاح مدني ميباشد رژيم آمريكاست كه علناً در دنيا اول پرچمدار استعلا و استكبار و استضعاف جوامع ديگر است و در عين حال خودش در استضعاف صهيونيسم و بدترين مكتبهاي نژادپرست قرار دارد تا حدي كه سرانش به جاي آن كه خود مستقل باشند تسليم نيات پليد صهيونيستها هستند؛ همان گروه اندكي كه خود را بشر ما فوق و درجه اول و شش ميليارد انسانهاي دنيا را بشر درجة دوم ميدانند اما تناقضهاي اين نظام چه در داخل و چه در خارج آن بسيار است.
اصول جامعة مهدوي
جامعة مهدوي جامعهاي است:
بر اساس نفي تمايز نژادي و نفي تناقضهاي اجتماعي
بر اساس اصل و اعلان
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ1
بر اساس نفي برتري جويي و نفي هر گونه استعلا، و هدايت به شعار اين آيه:
تِلْكَ الدَّارُ الْآَخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا2
بر اساس نفي طواغيت و قلدران زمين و قلدر مابي و استبداد و بنا به اصل:
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ3
بر اساس عدالت در همة امور و الهام از:
كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ4
و نيز
وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى5
بر اساس اصول:
قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا6؛
و احبب لغيرك ما تحب لنفسک7؛
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ8
و همچنين
ولاتكن عبد غيرك وقد جعلك الله حرّاً9
و نيز اصول متعدد ديگر كه در همه، نفي ظلم و خيانت و سوء استفاده از مقام و جاه طلبي و رياست خواهي و افراط و تفريط و نفي تناقضهاي اجتماعي و مفاسد ديگر منظور است.
تناقض در دنياي به اصطلاح متمدن
در دنياي امروز كه رژيمهاي لاييك بيشتر برآن حاكماند و قدرت مادي و سلاحهاي كشتار جمعي را در دست دارند تناقضهايي ديده ميشود كه براي هر انساني كه ذرهاي از فطرت انسانيت را داشته قابل قبول نيست. اين تناقضها در خود جوامع و در مراكز تصميمگيري در مثل شوراي امنيت و بهوسيلة مستكبران قويپنجه ظاهر است و تمدن كنوني را زير سؤال ميبرد؛ تناقضاتي كه بين جامعههاي سير و مرفه و جامعههاي محروم است از اين تناقضهاست؛ در حالي كه ميليونها بشر از كودك و سالمند و زن و مرد در آفريقا و جاهاي ديگر محروم و گرسنه به سر ميبرند در جامعههاي زورگو كه ثروت دنيا را بلعيده و ميبلعند گاه مخارج يك مجلس خوشگذراني و عشرت و شهوتراني به مبلغي ميرسد كه اگر به همان انسانهاي شرافتمند فقير بدهند خرج سال هزاران هزار نفر آنها را تامين مينمايد.
به سوي مدينة فاضله
جامعة مهدوي يعني نفي تمام اين ضعفها و فسادها، يعني انتظار چنان جامعة واحد جهاني و مدينة فاضلة حقيقي كه همة اركان و اعضا و نهادهايش همانگونه كه طرح آن از طرف شخص رسول اعظم،صلّي الله عليهوآله، داده شده،مانند اعضاي بدن انسان واحد، انجام وظيفه مينمايد.
مسير همة جوامع به سوي اين جامعه است و رسيدن بشر به اين جامعه، سنت الهي و قاعدة تخلفناپذير است، هر کس که بخواهد مانع از تحقق اين جامعةمهدوي شود معارضه و ممانعت وي در هم كوبيده ميشود.
راه سعادت
در اينجا تذكر اين نكته مناسب است كه تا دنيا به آن جامعة بزرگ مهدوي نرسيده است جامعههاي كوچك اگر بخواهند در سعادت، آسايش، قدرت، قوّت، عزت و عدالت، زندگي كنند بايد همان اصول و مباني جامعه مهدوي را اصل و مبناي حيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي خود قرار دهند و آن را معيار بدانند و صلاح يا فساد خود را با آن بسنجند.
نمونهاي از جامعة مهدوي
اکنون با اين ميزان از جوامع كوچك شهري و روستايي، ميتوان جامعهاي را كه مهدوي است شناسايي كرد؛ در هر شهر و روستايي كه حق رعايت ميشود، از حق حمايت ميكنند، به حق عمل مينمايند، اتحاد و برادري به چشم ميخورد، تعليم و تربيت صحيح و تقدير از اخيار و دانشمندان در آنجا رايج است، در امانت، خيانت نميكنند و خلاصه، حيات ديني و انساني دارند؛ آن جامعه ـ اگر چه يك روستا باشد ـ جامعة مهدوي است.
من از خداوند منّان ميخواهم كه فرج آن امام عزيز و مصلح جهاني را نزديك نمايد و همة ما را از ياوران و سربازان حقيقي ايشان قرار دهد و اسلام و اسلاميان را نصرت و قوّت و شوكت عنايت فرمايد.
والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته
نيمه شعبان 1424
لطف الله صافي10
1. سورة حجرات، آية 13؛ اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريديم و گروهها و قبايلي قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد؛ براستي که گراميترين شما نزد خداوند، پرهيزکارترين شماست.
2. سورة قصص، آية 83؛ آن خانة آخرت است که براي کساني که طلب برتري و فساد نداشتند قرار داديم.
3. سورة نحل، آية 36، و به تحقيق در هر امتي، فرستاده اي را برانگيختيم تا خداوند را عبادت کنند و از طاغوت بپرهيزند.
4. سورة نساء، آية 135، کاملا قيام به عدالت کنيد؛ براي خدا شهادت دهيد اگر چه اين گواهي به زيانتان باشد..
5. سورة مائدة ، آية 8؛ دشمني با جمعيتي شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند ؛ عدالت پيشه کنيد که عدالت به پرهيزکاري نزديکتر است.
6. سورة بقره، آية 83؛ با مردم به نيکي سخن بگوييد.
7. نهج البلاغه عبده، ج 3، ص 45؛ آنچه براي خود ميپسندي براي ديگران نيز بپسند.
8.سورة فصلت، آية 34؛ بدي را با نيکي دفع کن.
9. نهج البلاغه عبده، ج 3، ص 51؛ بندة غير مباش؛ براستي که خداوند تو را آزاد آفريده است.
10. پيام به افتتاحية همايش دانشجويي جامعة مهدوي، 29-28 مهرماه 82، تبريز .