آفتاب دین
اى مهین ولى خدا پادشاه کشور دین آفتاب چرخ شرف، رهنماى اهل یقین
مرقدت مطاف فلک، مرکز نزول ملک آستان اقدس تو رشک آسمان برین
ماسوا به تو محتاج، عالم از شما باقى اى به بزم قُرب خدا، مقتدا و صدرنشین
ریزه خوار خوان شما هم گدا و هم سلطان زنده از نوال شما هم غنىّ و هم مسکین
اى به دردها درمان و اى به زخم ها مرهم کرده حق سرشت مرا با ولایت تو عجین
بر من ضعیفتر از حقیر از کرم نما نظرى بیش از این مخواه مرا خسته و فگار و غمین
چون شود اگر که شوم مورد نوازش تو؟ بحر جود و احسانى من ذلیلم و مسکین
حق جدّه ات زهرا حق شاه مظلومان یکدم از عنایت و لطف، بر منِ فتاده ببین
حال من پریشان و جرم من فراوان است غرق بحر عصیانم مانده ام به رنج قرین
چشم ما به سوى شما است ثامن الحجج مددى از درت مران ما را خوار و مستمند و حزین
مهر توست قُرب خدا قهر تو عذاب الیم آتش جهنّم را حبّ تو درِ تسکین
از کرم قبول نما این سگ محبّان را کز تذلّل و خوارى بر دَرَت نهاده جبین
ثبت دیدگاه