در احادیث است که ثواب عمل بسیار کوچک گاهى به اندازه عمل بزرگ تعیین شده است. مثلاً کسى که صد مرتبه «سبحان الله» بگوید افضل است از بردن صد قربانى در حج؛ یا اینکه اگر کسى سه مرتبه صلوات بفرستد، ثوابش را به جز خدا کسى نمى تواند بنویسد. آیا این احادیث صحیح است؟
در آیه 4 سوره احزاب است که: «مَا جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فِی جَوْفِهِ»؛ یعنى خداوند براى کسى دو دل در سینه قرار نداده است. منظور این آیه چیست؟ و آیا این آیه ارتباطى به داشتن مهر و محبّت دو زن در دل یک مرد دارد یا خیر؟
گروهى با چاپ ترجمه قرآن مجید به انگلیسى و اعلام کشفیات روابط ریاضى لغات و آیات قرآن، فعالیت وسیعى را شروع کرده اند. تفسیرهاى متعدّد این گروه در مورد دستورات قرآن، باعث سوال هاى فراوانى شده است که نیاز به جواب دارد. ما امیدواریم که با هدایت و راهنمایى شما در تماس با مراکز علمى در ایران بتوانیم پاسخ هاى مناسبى در مورد بعضى از ادعاهاى این گروه تهیه و در جلسات مطرح نماییم.
چرا آیات متشابهات در قرآن آمده است و چرا همه مطالب در قالب آیات محکمات بیان نشده اند؟
از تولّد حضرت آدم علیه السلام تا هنگام به دنیا آمدن، آیا روح شخص وجود داشته، یا از وقتى که بدن در رحم مادر چهار ماهه شده، این روح به وجود آمده است؟
پاسخ به دو سوال عقیدتی: 1- در مورد آیه شریفه «نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحِی»، مىگویند: اضافه تشریفى است؛ یعنى هرچه عزّت شرافت دارد خدا به خود نسبت مىدهد؛ با اینکه گاهى ظاهراً نسبت عذاب را هم به خود داده: «إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ»؛ شما در این باره چه مىفرمایید؟ 2- ما قائلیم که خدا واحد است؛ اما عدهاى گویند: «در هر کس، البته جزئى از روح خدا دمیده شده است و همراه روى هم که جمع شود باز مىشود یکى»؛ شما در این باره چه مىفرمایید؟
سوال: خدا فرموده: «کلُّ شَیءٍ هَالِک إِلَّا وَجْهَهُ» و حدیث مى گوید: «خُلِقْتُمْ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ»؛ درصورتى که مى گویند: روح قبل از این بدن بوده و فناپذیر هم نیست؛ شما چه مى فرمایید؟
مى گویند: خدا قدیم است و مکان ندارد، درصورتى که روح هم مکان ندارد؛ آیا این مطلب صحیح است؟